شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و عسل با هم بریم ''فال قهوه روسی یخ زده'' بگیریم.میگن خیلی جالبه, همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر عسل گفته ''شوهرت واست یه انگشتر میخره'' خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
تحقيقات نشان داده كه فقط 20% مردها عقل دارند
.......
80% بقيه زن دارند !!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
2- ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
زنان است توجه نموده و آنها را به دقت رعايت کنيم
زن هميشه قوانين را وضع نموده و تصويب کند
قوانين ممکن است بدون اطلاع قبلي تغيير کند
امکان ندارد مردي تمام قوانين را بداند
چنانچه زن شک ببرد که مرد تمام يا برخي از قوانين را ميداند، ميتواند بلافاصله قوانين را تغيير دهد
زن هرگز اشتباه نميکند
چنانچه به نظر آيد که زن در اشتباه است، علت آن است که مرد حرفي بيجا و اشتباه بر زبان آورده يا کاري اشتباه کرده که باعث سوء تفاهمي آشکار و در نتيجه، اشتباه زن شده است
چنانچه مورد بالا اتفاق افتاد، مرد بايد بلافاصله معذرت بخواهد، چرا که او باعث سوء تفاهم شده است زن ميتواند هر زمان که اراده کند، تصميم خود را عوض کند
مرد هرگز نبايد بدون رضايت صريح زن، تصميم خود را عوض کند
زن حق دارد در هر زمان عصباني يا مشوش باشد
مرد بايد در تمامي اوقات آرام باشد، مگر اينکه زن از او بخواهد عصباني شود
زن ممکن است از مرد بخواهد که عصباني باشد يا عصباني نباشد، اما تحت هيچ شرايطي نبايد او را از نيت خود آگاه سازد
مرد مکلف است، در تمامي اوقات ذهن زن را بخواند
در تمامي اوقات و در هر زمان و مکان آنچه مهم است اين است که منظور زن چه بود، نه اينکه چه گفت.
چنانچه مرد هر زمان که تصور ميکند درست ميگويد کافي است به بند 5 مراجعه نمايد
حال آنكه سطحيترين عمل زني كه در طرف سنگين ترازو نشسته است ميتواند هر مردي (نه فقط مردان سطحي كه حتي مرداني از طبقات فرهنگي جامعه) را هم خر كيف كند.
چرا كه اين عشوهها حاكي از دلبستگي و توجه معشوق به آنهاست و به همين خاطر ظرائفش مطلقا" اهميتي ندارد
اما مهمترين خطر در راه چنين بازيهاي زنانهاي، يادآوري عشوههاي دوران خوشي (ماه عسل) در زماني است كه رابطه افول كرده يا رو به افول است.
ممكن است زنها متوجه اين عملشان نباشند اما از نگاه طرف مقابل حركات آنان مثل تقليد بچه ده دوازده سالهاي از برادر و خواهر كوچكتر از خود براي جلب توجه والدين است.
حركات سر و گردن و لحن آن بچه، موزون و شيرين ميبود اگر هنوز چهار ساله بود، اگر كاكلي بر سر داشت و به روي يقه توري اش پاپيون كشي ميزد و چكمههاي كوچك سرخ به پا داشت. يا موهايش را مثل خرگوش ميبست و با تشويق بزرگتر ها شيرين زباني ميكرد و با قر كمرش دامن چين چينش را ميرقصاند.
اما همين حركات دلربا اگر به جاي چهار سالگي در دوازدهسالگي انجام شود نتيجهاش به جاي تشويق و قهقهه، يك چشمغره است! (اگر والدين آدمهاي فهميدهاي باشند لبخندي زوركي و سرشار از انزجار تحويلش ميدهند.)
اشتياق به چنگ آوردن محبت پيشين والدين چشم آن بچه ده دوازده ساله را كور ميكند و متوجه عمل رقتانگيز و گاهي مهوعش نميشود.
زنهايي كه هنگام سردي رابطه عشوههايي ميريزند كه قبلا در دوران شكوفايي رابطه ريختهاند و جواب داده است هم متوجه عملشان نيستند و آنوقت كه ديگر توسط مرد تحمل نشدند مينشينند و زانوي غم به بغل ميگيرند كه: «اي واي! چرا يكهو اينطوري شد؟» در صورتي كه يكهو اينطوري نشده است!!!
رفيق نسبتا متشخصي داشتم كه با شنيدن صداي كودكانه و لحن تصنعي معشوقهاش كه او را با باغ وحشي از اسمهاي خودماني همچون «پيشي جون» و «موشموشك» مورد خطاب قرار ميداد، مثل اسب نيشش را باز ميكرد.
عشوه گري مثل شاعري ريشه در ناخودآگاه دارد . کسي که به زور مي خواهد شعر خوبي درست کند اغلب يک سلسله واژه ي دل به هم زن تحويل خلق الله مي دهد .
کسي هم که آگاهانه و "به قصد " عشوه گري مي کند معمولا مرتکب رفتارهاي مفتضحانه اي مي شود . اگر شما براي محبوبتان جذاب باشيد پرت ترين رفتارهايتان برايش تبديل به عشوه مي شود و اگر نباشيد لوندي و دلبري تان نتيجه ي معکوس دارد .
بنابراين توصيه ي من به شما اين است که از فکر عشوه گري بيرون بياييد
اگر از خريد كردن دل خوشي نداشته و نمي توانيد خود را خـلاص كنـيـد، چه بايد انجام دهيد تا آن روز قابل تحمـل و زود گذر شـود؟ رعـايـت ايـن نـكـات زنـدگي شما را بسيار آسانتر خواهد نمود ....
زرنگ تر باشيد، پيشتاز باشيد، بيشتر طول دهيد
فقط دو نفري برويد
زن ها به ندرت تنهايي خريد مي روند. هنگامي كه از شـما خـواسـت كـه او را همراهي كنيد، مطمئـن شـويد كه ديگر هيچ كدام از دوستـان دخـتـر وي و يـا هيـچ يـك از اعـضـاي فاميلش به دنبال شـما نـخواهنـد آمد چرا كه به ازاي اضافه شدن يك نفر زن، مدت زمان خريد دو برابر افزايش خواهد يافت.
ليستي تهيه كنيد
يك زن مي تواند بسيار غير قابل پيش بيني باشد. به همين دليل از او بخواهيد پيش از بـيـرون رفتـن لـيـسـتـي از اقـلام مـورد نيـاز و فـروشـگاهاي مورد نظرش را تهيه نمايد. او مشاجره خواهد كرد، اما احتمال شما در اين قسمت برنده مي شويد؛ دشواري كار اين است كه او را مجبور به رعايت خريد مطابق با آن ليست نماييد.
به مراكز خريد برويد
زحمت همراهي كردن همسر خود را در خريد قبول كرده ايد ولي درعين حال نميخواهيد راننده شخصي او شويد. مركز خريدي كه داراي فروشگاه هاي متعدد ميباشد را انتخـاب كنيد تا مجبور به رانندگي در سراسر شهر نگرديد.
كفشهاي راحت بپوشيد
اگر قبلا در چنين موقيعتي گرفتار شده باشيد، ميدانـيد كـه زن ها هنگاميكه به يك مركز خريد وارد ميشوند، مي توانـند عـمل خريد كردن را به يك مسابقه سه گانه دو 100 متر، پرش ارتفاع و پرتاب وزنه تبديل كنند. آنها به تك تك فروشگاه ها سر ميزنند - دو مرتـبه - بنابراين لازم است خودتان را به يك جفت كفش راحت مخصوص پياده روي مجهز نماييد.
در فروشگاه هاي بزرگ خريد كنيد
فـرض كنـيـد كـه همسر شما تصميم گرفته از بوتيكهاي منحصر بفردي خريد كند، در ايـن شـرايـط مي توانيد او را متقاعد نماييد كه فروشگاه هاي بـزرگ و عـمومـي نـيـز اجـنـاس شيك و مطابق با مد روز ارائه مي كنند. البته ايده اصلي اين است كه وقتي هـمـسرتان در يك فروشـگاه بـزرگ در حال انجام كار خودش است، شما فرصتي پيدا خواهيد كرد كه جديدترين وسايل الكترونيكي و آخرين DVD هاي منتشر شده را مرور نماييد.
از فروشگاه هاي راحت ديدن نماييد
هر فروشگاهي كه محلي بـراي نشستن مشتريانش داشته باشد، دوست شما است. حـداقل مي توانيد زماني كه همسرتان در حال نـگاه كـردن پـايان نـاپذير خود به اجنـاس و امتحان لباس ها است، مدتي را به استراحت بپردازيد.
به فروشگاههايي كه فروشندگانشان خانم هستند برويد
به دنبال فروشگاهي بگرديد كه فروشنده اش يك خانم زيبا باشد و فرمان را به سمت آن فروشگاه هدايت كنيد. مطمئن باشيد كه همسر شما با سـرعتي بـاور نكردني خريدش را تمام كرده و شما از اين همه عجله متعجب خواهيد شد.
كفش خريد نكنيد
پيـشنهاد مي كنم از خريد كردن كفش همانند مرض طاعون دوري و اجتناب ورزيد. خريد كـفش فـرآيندي بسيار وقت گير است كه در آن همسرتان مجبور است يك جفت از بيــن هزاران جفت كفش مشابه هم انتخاب كرده، براي تعيين سايز آنها را پوشيده و بـخـاطـر اينكه متوجه راحتيشان شود، چند قدمي راه رود. اين سه مرحله براي هر جفتي كه به نظر وي جالب باشد، تكرار خواهد شد. مطلب واضح است؟
از او بخواهيد لباس راحت بپوشد
اگر همـسرتان تصميم خـريد لـباس داشـته باشد، احتمال اينكه بـخواهــد برخـي را براي امـتـحان بـه تـن كند زياد است. ايده خوب اين است كه او لباسي بپوشد كـه درآوردنـش راحـت بـوده و در نـتـيجه پـروو لبـاسـها بيشتر از زمان مور نياز طول نكشد. به ياد داشته باشيد كه هنگام خريد لباسهاي زيپ دار بهتر از دكمه اي هستند.
لباسش را شما برايش انتخاب كنيد
از آنجايي كه شخص شما بيشتر از هر فرد ديگري مجبور به نگاه كردن او ميـباشد، پس چرا لـبـاسـش را خودتان انتخاب نكرده و نظر ندهيد كه آيا اندازه و برازنده اش است؟ اگر به اندازه كافي زيرك و باهوش باشيد، همـسرتان ايـن عـمل شـما را تـحـسـيـن نموده و خريد بسيار سريعتر تمام خواهد شد.
قاطع و محكم باشيد
ايــنگونه اتفاق مي افتد: 20 دقيقه طول ميدهد تا لباس مورد علاقه اش را انتخاب كرده، آن را كاملا بر تن نموده و نظر شما را جويا شود. زن ها مـعـمـولا در رابـطه با ظاهـرشـان غير مطمئن بوده و هنگامـيكه شما فقط به گفتن '' بد نيست'' اكتفا مي كنيد، احساس زشتي و يا نا خوشايندي به او دست خواهد داد.نكته اين است كه قاطعانه و با اطمينان نظر خود را ابراز نماييد.
نگذاريد با دوستانش تماس بگيرد
تلفن همراه او را پـنـهان كرده، خاموش نموده و يا پـيـش خـود نـگـهـداريـد -- تـحـت هيچ شرايطي نـبـايد بـه او اجازه دهيد براي كمك گرفتن در خريد به دوستانش تلفن كند. اين گفتگوها گفته مي شود به اندازه مـذاكـرات صـلح در جـنـگ سـرد بـه طـول مـي انـجامد. رومـانـتـيك و احساساتي بوده و بـه او بـگويـيـد كه امروز قرار است فقط متعلق به ما دو نفر باشد.
يك آنتراك تدارك ببينيد
اگر روز را تقسيم بندي كنيد، متوجه خواهـيد شـد كـه خـريد كـردن مـي تـواند يـك تجربه قابل تحمل گردد. براي اين منظور در طول روز زمانهايي را براي استراحت مثلا براي صرف نهار با يك نوشيدني اختصاص دهيد.
چرخ بزنيد و بيهوده وقت تلف كنيد
اين مطلب را بگـيريد:همسر شما قبلا به دليل اينكه تقاضايش را براي همراهي كردن او در خـريد پـذيـرفته ايـد، در قله رفيع خوشنودي و رضايت قرار گرفته است. از ايـن شـرايـط و موقيـعت خوشرويي و بشـاشـي وي اسـتـفاده كـرده و حركتي كنيد. هنگامي كه او در حال امتحان اجناس اســت، بطور پنهاني بطرف قسـمـتهاي مورد علاقه خود رفته و لذت ببريد.
خود را مشغول نگهداريد
خريد كردن با يك زن از دو مرحـله تشكيل مي شـود. يـك بخش مربوط به ديدن اجناس و لباسها از پشت ويترين اسـت كه شما را مجبور به پياده رويهاي طاقت فرسا مي كند. و بخش ديگر انتخاب لـبـاس و پوشيدن آن است. اين مرحله نياز به آموختن صبر و بردباري تـوسـط شما دارد. به اين مـنظور به دوسـتان تـلفن زده و يا با گيم هاي موبـايل، خـود را سرگرم نمايد.
يك وقت گريز و فرار تنظيم كنيد
به منظوره فيصله دادن به قضيه، در آن روز براي بعد از خريد برنامه ريزيهاي مهمي انجام دهيد تا همسرتان مجبور شود سر يك زمان معين كارش را تمام كند. مثـلا مـي تـوانـيد بليط سينما تهيه كنيد و بهتر است از او بخواهيد كه پول آن را پرداخت كند.
شما زنده مانديد!
اگر اين رهنمون ها را رعايت كنيد، خريد رفتن به همراه همسرتان آنقدر ها نيز عذاب آور نخواهد بود.
از فرصت استفاده كرده و او را تشويق به خريدن لباسهايي نماييدكه دوست داريد وي را در آنها ببينيد و چيزي هم براي خودتان خريداري كنيد. بـه ايـن تـرتـيب خـريد رفـتن شـما ديگر يك اتلاف وقت صد در صد محسوب نخواهد شد
همچنين، کاشت ناخنهاي مصنوعي باعث تغيير رنگ ناخن، التهاب دور ناخن، خط خط شدن و خرد شدن ناخن و کنده شدن لبه آزاد ناخن از بستر ( انيکولايزس) ميشود.
در صورتي که عمل کاشت ناخن به طور بهداشتي و مناسب انجام نشود، عفونتهاي قارچي را در افراد افزايش ميدهد و همچنين به دليل اين که پوست کناره ناخن در بعضي از مواقع دچار خونريزي ميشود و ابزار کار را آلوده ميکند، در صورت عدم رعايت بهداشت، احتمال انتقال بيماريهاي ويروسي همچون ايدز و هپاتيت را افزايش ميدهد.
از سوي ديگر استفاده طولاني مدت از ناخنهاي مصنوعي باعث تغيير فرم و تغيير حالت ناخن ميشود که در مواردي منجر به عوض شدن جهت و محور ناخن ميشود.
همچنين خانمهايي که از ناخنهاي مصنوعي يا کاشته شده براي مدت طولاني استفاده ميکنند ممکن است متوجه شده باشند که ناخنهاي واقعي آنها نازک و کدر شده. متخصصين پوست به اين افراد که بطور مرتب از ناخن مصنوعي استفاده ميکنند توصيه ميکنند که هر سه ماه، آنها را کنده و اجازه بدهند ناخنهايشان استراحت کنند.
ناخنهاي مصنوعي به خودي خود باعث عوارض نميشود بلکه چسب آن باعث نرسيدن هوا به ناخنها ميشود و به مرور زمان ناخنها از حالت طبيعي خود خارج و خشک ميشوند و حتي رنگ آنها به صورت نارنجي کمرنگ در ميآيد. چسبهايي که براي استحکام ناخنهاي مصنوعي به کار ميروند بعد از مدتها باعث عوارضي براي مصرفکنندگان ميشود که از اين عوارض ميتوان به خالي شدن ناخنهاي طبيعي، سوراخ شدن، چروکيده و شکننده و بد رنگ شدن آنها اشاره کرد که امکان باقي ماندن آن تا آخر عمر روي ناخن فرد وجود دارد.. البته بايد گفت اين عوارض در افراد به صورت متفاوت بروز ميکند. بهترين روش براي جدا کردن ناخنهاي مصنوعي، استفاده از آب ولرم است که در اين حالت ناخنها خود به خود جدا ميشوند؛ زنان ميتوانند براي بهبودي عوارض چسب ناخن، از کرمهاي مرطوب کننده مانند «اوسرين» استفاده کنند.

مدلهاي زيباي كت و دامن سری اول 8 عکس
مدلهاي زيباي كت و دامن سری دوم 8 عکس
مدلهاي زيباي كت و دامن سری سوم 8 عکس
مدلهاي زيباي كت و دامن سری چهارم 8 عکس
مدلهاي زيباي كت و دامن سری پنجم 8 عکس
مدلهاي زيباي كت و دامن سری ششم 8 عکس
· قطع آب لوله کشی مناطق زعفرانیه ..الهیه - شهرک غرب-فرمانیه-آجودانیه و.... چون کسی که این قدر پول داره که میتونه تو این مناطق خونه بخره ..واسش مسئله ای نیست با آب معدنی دماوند حموم کنه !
· قطع برق مناطق یاد شده بالای شهر ... چون کسی که این قدر پول داره که خونه اش این جاهاس براش مسئله ای نیست که ژنراتور بزاره !
· قطع تلفن این مناطق ..کسی که پول داره ..خوب با موبایل صحبت کنه ..تلفن ثابت میخواد چی کار ...!
· قطع سوبسید مواد شوینده ..هرکی حوصله داره که هنوز تیپ بزنه و تمیز باشه و لباس مرتب بپوشه حقشه پودر رو گرون بخره !
· بستن چاده های شمال کشور در ایام تعطیلات ..به مدت چندین ساعت و اعلام نکردن اون ..خوب کسی که این قدر پول داره بره مسافرت حقشه یه چند ساعت تو گرما... تو راه بندون بمونه ...!
· ثبت نام نکردن بچه های افراد ی که ماشین بالای 2000 سی سی دارن در کلاسها و مدارس دولتی و تنبیه بچه های صاحبان ماشین های بین 1300 سی سی تا 2000 سی سی در ساعات زنگ تفریح به صورت شستن سرویس های بهداشتی مدرسه ها با چوبک (یه چیزی بوده که ۱۰۰ سال پیش باهاش رخت میشستن ..یارانه ای هم نبوده)!
· قطع سهمیه هوای مصرفی توسط این افراد به وسیله هدایت آنها روزانه به مدت 6 ساعت به مناطق آلوده(کسی که پول داره حقشه خفه شه اصلا)!
· بازرسی جیب کارمندان دولت به طور روزانه و نامحسوس به طوریکه هرکسی که بیشتر از 4000 تومان در جیبش یافت شد سهمیه نهار روزانه دریافت نخواهد کرد ..اون روز بره پیتزا بخوره ..به سلف سرویس وزارتخونه چه مربوط ..مرتیکه سرمایه دار .....4000 تومن...!
· کاهش حقوق کارمندانی که از لباس شیک در محل کار استفاده مینمایند ..کسی که این قدر پولش زیاد میاد که میره لباس میخره ..حقشه حقوقش کم شه !
· کارمندان لاغر 30 دقیقه وقت نهار ...کارمندان متوسط 15 دقیقه و کارمندان چاق 5 دقیقه واسه یه لیوان آب و یه قرص لاغری ..کسی که چاقه وقت نهار میخواد چی کار !
· قطع برنامه های تلویزیونی برای دارندگان تلویزیون ۲۴ اینچ به بالا ..کسی که این قدر پول داره که تلویزیون گنده و ال سی دی بخره .مشکل خودشه بره یه فکری بکنه به حال خودش ..!
· قطع اسانسور برای طبقات مرغوب اپارتمانها ..کسی که این قدر پول داره دنده اش نرم از پله بره بالا ...خیلی ناراحته ؟؟ هلیکوپتر بخره بزاره رو سره آپارتمان با اون این ور و اونور بره!
· ندادن خدمات پلیس به این گونه افراد معلوم الحال در صورت سرقت منازلشان یا قتل ..کسی که این همه پول داره خودش پلیس خصوصی استخدام کنه برن دزد و قاتل شو یپدا کنن ..واسه مجازات آقا دزده و دیگر متهمان در خدمتیم ولی!
· قطع سهمیه برق بیمارستان هایی که اشخاص با درآمد بالای ۶۰۰۰۰۰ تومان در ماه رو بستری میکنن ..این جور آدما بمیرن بهتره ...
آیا یه دقیقه کسی که این قوانین رو وضع میکنه فکر میکنه که اولا تو یه کشور همون طوری که رای دادن یکسان هست ..در بقیه موارد هم باید این یکسانی وجود داشته باشه ..یه اصطلاح تو اقتصاد هست به نام ظروف مرتبطه ..یعنی این که شما وقتی چند تا ظرف دارین که به هم راه دارن وقتی تو یکیشون آب بریزین به تمام ظرفهای دیگه هم سرایت میکنه ..اقتصاد هم همینه ..فکر نکنین اون آقایی که بالفرض وارد کننده یه کالای اساسی و یا حتی غیر اساسی هست و پول قیمت ماشینش بالای 30 میلیونه دست رو دست میزاره ..اون این افزایش قیمت رو جای دیگری از من و شما جبران میکنه ..
2- درك مضمون اصلي يك فيلم هنري
3- 24 ساعت رو بدون فرستادن sms زندگي كردن
4- بلند كردن چيزي
5- پرتاب كردن
6- پارك كردن
7- خواندن نقشه
8- دزدي كردن از بانك
9- آرام و ساكت جايي نشستن
10- بيليارد بازي كردن
11- پول شام رو حساب كردن
12- مشاجره كردن بدون داد كشيدن
13- مواخذه شدن بدون اينكه گريه كنن
14- رد شدن از جلوي مغازه كفش فروشي
15- نظر ندادن در مورد لباس يك غريبه
16- كمتر از بيست دقيقه داخل يك دستشويي بودن
17- دنده ماشين را با انگشت عوض كردن
18- راه انداختن درست يك ويدئو
19- تماشاي يك فيلم جنگي
20- انتخاب سريع يك فيلم
21- ايستاده جيش كردن
22- نديدن فيلم هندي
23- غيبت نكردن
24- فحش ناموسي دادن
25- نرقصيدن موقع شنيدن يك آهنگ شاد
26- آرايش نكردن
27- لاك نزدن
28- صحبت نكردن وقتي كه بايد ساكت باشن
29- سيگار برگ و يا چپق كشيدن
30- درك كردن شوهر وقتي اعصابش خورده
31- گريه كردن بدون آبريزش بيني
32- غذا پختن بدون تماشاي تلويزيون
33- تماشاي اخبار و خوندن روزنامه
34- نق نزدن
35- لگد زدن
36- از سن بيست و پنج سالگي رد شدن
37- اخ تف كردن
39- خواستگاري رفتن
40- موارد بالا رو قبول كردن …
آقايان ، آقا پسرها ، مردان مجرد و متاهل ، افراد ذکور جامعه ...
آيا تا کنون با خود انديشيده ايد که به چه دليل خدمت مقدس سربازي اجباريست ؟
چرا از قديم و نديم گفته اند که تا خدمت نروي مرد نمي شوي ؟!
چرا اکثر مردان موفق ، عامل اصلي اين موفقيتشان را ۲ سال خدمت سربازي مي دانند ؟!
چرا ۹/۹۹درصد خانواده هاي دختر دار حاضر نيستند به پسري که هنوز خدمت نرفته دختر بدهند ؟!
و چرا اکثر پسرهايي که قبل از سربازي رفتن زن مي گيرند در آينده با مشکلاتي مواجه مي شوند؟!
هدف از طرح اين سوالات ، آماده کردن ذهن شما خوانندگان محترم جهت پي بردن به عمق فاجعه مي باشد !
پاسخ تمام سوالات فوق در يک جمله خلاصه مي شود و آن اين است که ( خدمت سربازي يک دوران آموزشي و تمريني است جهت آشنايي هر چه بيشتر و بهتر آقايان مجرد با زندگي زناشويي ! )
بله ، درست شنيديد . شباهت هاي انکار ناپذير ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي آنقدر زياد است که از ديرباز ، در اکثر کشور هاي دنيا خدمت سربازي اجباري را قرار دادند تا تمام افراد ذکور جامعه ، قبل از افتادن به دام ازدواج ( ببخشيد ! منظورم قبل از متاهل شدن بود ) براي ۲ سال طعم زندگي مشترک را بچشند تا در ۱۰۰ سال آينده ، زياد احساس رنج و عذاب نکنند !
و اما شباهتهاي ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي براي آقايان :
۱- چه در خدمت سربازي و چه در زندگي زناشويي ، چه بخواهي و چه نخواهي کچل خواهي شد و يا بعبارت بهتر ، کچلت خواهند کرد ! البته اين کچلي در خدمت سربازي توسط ماشين اصلاح و در زندگي مشترک توسط عواملي چون : استرس شديد ، سوء تغذيه ، کندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهيتابه روغن داغ روي سر و ... صورت مي گيرد ! نا گفته نماند که اين کچلي در آقايان به نسبت نوع مو ، جنس ريشه مو ، عوامل ارثي و ... متفاوت است ولي به هر حال به قول معروف : دير و زود داره ولي بالاخره هممون کل پا مي شيم !
۲- شباهت بعدي در زمينه داشتن فرمانده و بعبارتي ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان و يا منزل مسکوني مشترک ( خانه بخت ) ، هر مردي يک فرمانبردار بي چون و چرا محسوب مي شود که اگر طالب جان و سلامتي جسمي و روحيش مي باشد ، بايد تمام فرامين فرمانده و يا همسر خود را بر روي تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطي از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخي جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازي ) و افتادن توي سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توي چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بيرون ، گشنگي و تشنگي کشيدن و ... ( در زندگي زناشويي ) نخواهد داشت !
۳- شباهت سوم در اين نکته اقتصادي خلاصه مي شود که چه سرباز و چه مرد متاهل ، ميزان پولي که در آخر برج به دست او خواهد رسيد ، فقط به ميزانيست که کفاف بر طرف کردن نيازهاي اساسي او را بدهد و چيزي جهت پس انداز کردن و يا خرج کردن در زمينه هايي غير از نيازهاي اساسي نخواهد ماند و در اين ميان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم که جان بکنند و عرق بريزند ، فرقي به حال فرمانده يا همسرش نخواهد کرد و باطبع تاثيري در جهت افزايش مستمري آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا يکي بايد کار کنه تا اون يکي حال کنه !
۴- از ديگر شباهتهاي موجود ميان اين دو قشر آسيب پذير جامعه ، شباهت در آرزو کردن است ! بدين معنا که هر پسري پس از ورود به پادگان و خانه بخت است که قدر زندگي در خانه پدري را مي فهمد و از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو مي کند که اي کاش هنوز هم در کنار پدر و مادرش بسر مي برد و ايضا خودش را نيز لعنت خواهد کرد که چرا قدر آن روزهاي شيرين را ندانسته است ! چرا که در پادگان و خانه مشترک ديگر کسي غذاي مفت به او نمي دهد ، لباسهايش را نمي شويد و اتو نمي زند ، کسي نازش را نمي کشد و ... و فقط خود اوست که مسئول انجام تمام کارهاي شخصي اش و نيز کارهاي چند نفر ديگر مي باشد !
۵- از ديگر شباهتها مي توان به اين نکته اشاره کرد که اکثر سربازي رفته ها و اکثر مردان متاهل متفق القول هستند که در اين ايام ، هر روز به اندازه يکسال براي آنها مي گذرد و ثانيه ها حکم ساعت را پيدا مي کنند که به احتمال زياد دليل آن ، مواردي مشابه موارد فوق مي باشد !
۶- و در نهايت اينکه چند ماه پس از آنکه کارت پايان خدمت يا قباله ازدواج را دريافت کرديد ، صداي خواندن اين شعر معروف در گوشتان خواهد پيچيد که : ( گول خوردي آي گول خوردي ! )
زيرا آن موقع است که تازه دوزاريتان جا مي افتد که با اين کارت و قباله نه کاري به آدم مي دهند و نه وام ازدواج و نه خيلي از چيزهاي ديگر که شما را به بهانه آنها در اين راه وارد کرده بودند ، پس متوجه خواهيد شد که تنها مورد استفاده اي که براي شما خواهند داشت اين است که مي توانيد از آنها براي امانت دادن به کلوپ جهت کرايه فيلم استفاده نماييد !!!
پس از دوماه، نامه اي ازنامزدمکزيکي خوددريافت مي کند به اين مضمون
لوراي عزيز، متأسفانه ديگرنمي توانم به اين رابطه ازراه دورادامه بدهم وبايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من راببخش وعکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها را همراه با عکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون
روبرت عزيز، مراببخش، اماهرچه فکرکردم قيافه تورا به يادنياوردم، لطفاً عکس خودت را ازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان
بین زندگی و مرگ دو رئیس جمهور اسبق آمریکا، یعنی "آبرهام لینکلن" و "جان اف کندی" شباهت هایی وجود دارد که بسیار بسیار عجیب است. البته شاید معنا و مفهومی نداشته باشد ولی ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده. شنیدن این وجه تشابهات خالی از لطف نیست:
1. آبرهام لینکلن، در سال 1846 به کنگره امریکا راه یافت و جان اف کندی صدسال بعد یعنی در 1946 !
2. لینکلن، در سال 1860 رئیس جمهور امریکا شد و کندی صد سال بعد یعنی در 1960 !
3. هردو رئیس جمهور بر حقوق مدنی تاکید داشتند!
4. هردو رئیس جمهور پس از ورود به کاخ سفید فرزندی را از دست دادند !
5. هردو رئیس جمهور در یک روز جمعه و به ضرب گلوله به سرشان کشته شدند !
6. منشی لینکلن، "کندی" نام داشت و منشی کندی، "لینکلن" !
7. هردو رئیس جمهور به دست فردی از جنوب آمریکا کشته شدند !
8. هردو رئیس جمهور جانشینی بنام "جانسون" داشتند، "اندرو جانسون" که جانشین لینکلن شد در 1808 به دنیا آمده بود و "لیندون جانسون" که برجای کندی تکیه زد در صد سال بعد یعنی 1908 !
9. قاتل لینکلن، "جان ویلکس بوث" و متولد 1839 بود در حالیکه قاتل کندی، "لی هاروی اسوالد" متولد صدسال بعد بود یعنی 1939 !
10.هردو قاتل اسمی سه بخشی داشتند و هر اسم از 15 حرف تشکیل شده بود !
11.لینکلن در تئاتری بنام "فورد" به قتل رسید و کندی در اتوموبیلی بنام "لینکلن" که توسط کارخانه فورد ساخته شده بود !
12.لینکلن در یک تئاتر کشته شد وقاتلش پس از فرار، خود را در انباری مخفی کرد، کندی از انباری هدف گلوله قرار گرفت و قاتلش پس از فرار در یک تئاتر پنهان شد !
13."بوث" و "اسوالد" هردو قبل از محاکمه کشته شدند !
14."لینکلن"، یک هفته پیش از مرگش در شهر "مونرو" در "ایالت مریلند" بسر میبرد و "کندی"، اوقات خود را با هنرپیشه ای بنام "مارلین مونرو" می گذراند !!
حال، چه توجیهی بر این حوادث کاملاٌ اتفاقی دارید؟؟؟!
واقعاٌ عجیب نیست!!؟
2.مدل نازنازی:این مدل کارو زندگیشون با دوستا بیرون رفتن و تلفن و چته و تا 50 سالگی تو اتاقشون عروسک نگه میدارن فعالیتهاشونم شامل خریدن هر چیز مد روزو به باد دادن پولای باباجون هست.
3.مدل اجتماعی:این عده بیشتر شامل دخترای فمینیستیه که عاشق شرکت تو فعالیتهای اجتماعین ولی وسط همون کارها هم تا یکم کار جدی بشه دادشون در میاد که بابا ما خانومیم این قدر کار سخت بهمون ندین!
4.مدل مرد ذلیل:این مدل که در حال انقراضن عاشق شوهر کردن و بشور بسابن
(به علت کمیاب بودن این مدل نتونستم اطلاعات بیشتری در موردشون پیداکنم).
5.مدل مامانم اینا:این مدل دخترای محبوب مادراشونن و همه کاراشونو با نظر مادرشون انجام میدن خیلیاشونو میشه تو گروه خرخونا که تو پایین توضیح دادم هم پیدا کرد.
6.مدل ضد پسر:این مدل یه جورایی همکارمنن همه فکر و ذکرشون اینه که یه پسرو ضایع کنن و تا یک سال این اتفاق خجسته رو وسه دوست و آشنا تعریف کنن
7.مدل خرخون:این مدل تو زندگی فقط یه کار بلدن اونم درس خوندنه تو بحرشونم که بری میبینی از دیپلم خیاطی بگیر تا گواهینامه زیر دریایی رو گرفتن .ولی پای عمل که برسن هیچی بلد نیسن
8.مدل روشنفکر:این مدل عقل کل هسنن و عشق شرکت تو کلاسهای مختلفن از یوگا بگیر تامدیتیشن و ...
9.مدل سرگردون:خانومای عزیزی که این مطلبو خوندین و جزو هیچکدوم نبودین/شما شامل ترکیب هچل هفتی از مدلای بالا هستین که به مدل سرگردون معروفه




